علی جانم، علی جانم، علی جان
امیر دل، ولی‌اللّهِ دوران

تو نوری از تجلّی‌های یزدان
تو شمشیر خدا در دست ایمان

علی، ای صبح روشن در شبِ تار
تویی تفسیر قرآن در دل یار

به رنگ تو جمال آسمان‌ها
به تعظیم تو بشتابند جان‌ها

تو دریایِ خرد، در موجِ غیرت
تو آیینِ عدالت در حقیقت

نه تنها مرتضی، شیر خدایی
به آیینِ غدیر، مولای مایی

تو را جانان بخوانم یا برادر؟
تو را ای عشق خوانم یا پیمبر؟

تو آن آیینه‌ی پنهانِ عشقی
به جان بستایمت، جانانِ عشقی

درونم نور می‌تابد ز نامت
دلم گم می‌شود در احترامت

علی ای جان من، خورشید رخشان
ولایت را تویی چون ماه تابان

علی ای مظهر اعجاز خلقت
امیر عدل و آیین شریعت

به دستان نبی بالا شدی باز
علمدار ولایت، قبله‌ی راز

علی با حق و حق هم با علی شد
کمال دین ز نورش منجلی شد

پس از ختم نبوت، نور باقی‌ست
ولایت، راه حق را روشنایی‌ست

وَلایت ختم دین و حجت آن
هم «أکملتُ لکم» شد آیه‌ی جان

تو آن بابِ علومِ مصطفایی
تو آیینِ عمل، راه خدایـی

تو قرآنِ نَطُق، آیینه‌ی نور
تو میزانِ یقین در سیرِ مأمور

تو آغازِ یقین، پایانِ تردید
تویی میزان حق، خورشید امید

خدایا عید ما را غرق نور آر
دل این جمع را سرشار شور آر

به یُمن این امامت، این ولایت
بده بر ما صفا، مهر و کرامت

علی جان، شافعِ فردایِ محشر
تو را خوانَد "کریم" از جان، مکرر

ز الطافِ تو و اولادِ پاکت
به محشر، یاورانت در شفاعت


#کریم_سرآبادانی
1403.03.20

کانال تلگرام