ساقیا باده که اکسیر حیات است بیار تا تن خاکی من عین بقا گردانی
چشم بر دور قدح دارم و جان بر کف دست به سر خواجه که تا آن ندهی نستانی
همچو گل بر چمن از باد میفشان دامن زانکه در پای تو دارم سر جانافشانی
بر مثانی و مثالث بنواز ای مطرب وصف آن ماه که در حسن ندارد ثانی
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم دی ۱۳۹۱ ساعت 18:56 توسط کریم سرآبادانی
|

به " بهشت رویاها " خوش آمدید. منتظر انتقادات، پیشنهادات و مطالب ارسالی شما جهت اعمال و ثبت در وبلاگ (در صورت تمایل با نام خود شما ) هستیم.